خرید بک لینک
نیمی از جان مرا بردی محبت داشتی نیم باقیمانده هم هر وقت فرصت داشتی بر زمین افتادم و دیدم به سویم می دوی دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی خانه ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی ای که ابرویت به خونریزی کمر بسته است کاش اندکی در مهربانی نیز همّت داشتی من که خاکستر شدم اما

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

زخم هایم به طعنه می گویند :

" دوستانت چقدر با نمک ند "

@@@@@@@@@

شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو می بندی!!

@@@@@@@@@

روزهایی که " تو " توشون نیستی ، حیفم میاد زندگی شون کنم

@@@@@@@@@

تو آن بلای قشنگی ؛ که امدی به سرم ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:18 توسط مهدیه |

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

به خانه ای در کنج دلت نیازمندیم... # به کسی که تفاوتت را با بقیه بفهمد ، نیازمندیم # به یک ادم جهت سجده کردن نیازمندیم # به تعدادی مرغ اسمانی ، جهت گریستن به حال و روزمان ؛ نیازمندیم # به دستانی از جنس ارامش جهت گرفتن ، نیازمندیم # به دستی که گه گاهی جلوی بعضی اتفاقات را بگیرد ، نیازمندیم # به پسران

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

با همهی بی سر و سامانیام باز به دنبال پریشانیام طاقت فرسودگیام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنیام آمدهام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظهی طوفانیام دلخوش گرمای کسی نیستم آمدهام تا تو بسوزانیام آمدهام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانیام ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانیام خوب

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

نمیدانم چه رویایی دارید اهمیتی نمیدهم که چقدر ناامید کننده بوده هنگامیکه شما در جهت رسیدن به رویایتان تلاش می کردید اما رویایی که در ذهن خود دارید امکان پذیر است ... بعضی از شما از قبل میدانید ، که کار مشکلی است اسان نیست تغییر دادن زندگی کار اسانی نیست در روند براوردن رویایتان ؛ متحمل ناامیدی

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

گاهی سخت می شود دوستش داری و نمیداند ... دوستش داری و نمیخواهد ... دوستش داری و نمی اید... دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه تنهایی است 000000000000 گاهی دلت به راه نیست ولی سر به راهی خودت را میزنی به ان راه و میروی و همه چه خوش باوران

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

وقت پرواز آسمان شده بود گوئیا آخر جهان شده بودکعبه می رفت در دل محرابلحظه ی گریه ی اذان شده بودکوفه لبریز از مصیبت بودباد در کوچه نوحه خوان شده بودشور افتاد در دل زینب (س)پی بابا دلش روان شده بوددر و دیوار التماسش کرددر و دیوار مهربان شده بودشوق دیدار حضرت زهرادر نگاه علی عیان شده بودخار در چشم و

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 18:02

صفحه بندی